1-شرمنده از اينكه نبوديم و نيامديم به اين دنياي مجازي.دغدغه هاي جهان حقيقي ما را از جهان مجازي دورمان كرد و كارمان را به فراغ يك ماهه كشاند.كار به جايي كشيد كه يادمان رفت تبريك عيدي بگوييم و آرزوي سلامتي كنيم.هنوز هم دير نيست و اين عيد باستاني به همگي شادباش.سرخوشتر شدم از اين كه فهميدم عيد نوروز در يونسكو به نام ايران ثبت شد.با رفتارهاي عجيب و غريبي كه از سوي حكومت فعلي ايران مي بينيم،عجيب نبود اگر مثلن محرم را عيد مي ناميدند!و كارهايي از اين قبيل.مثل بيلبوردهاي تبليغاتي احمدي نژاد در زماني كه شهردار تهران بود و به جاي تبريك عيد به مردم بدبخت ايران،خطاب به آقاي امام زمان مي نوشت:"يك سال به ديدار تو نزديك شديم"!!
2-امسال عيد ناپرهيزي كرديم و رفتيم اصفهان و شيراز و يزد و خلاصه ايرانگردي كرديم كه نگو و نپرس.البته ايرانگرديمان به همين سه شهر خلاصه شد و بقيه را فعلن فاكتور گرفتيم تا بعد ببينيم چه مي شود.خلاصه عيد نبوديم و اينطور كه شنيديم هيچ كس در خانه اش نبود!همه ي اقوام و فاميل و دوست و آشنا،يار و ديار را به نيت فرار از مهماني و خرج و مخارج و آجيل و شيريني ترك كرده بودند و به شمال و جنوب سرازير شده بودند.بنابراين هيچ بعيد نيست كه در هر شهري ردي از اقوام ما پيدا مي شد.خلاصه آنكه آنقدر ايران شلوغ شده بود كه نگو و نپرس.الان كاملن واقف شده ام كه هيچ كشوري به اندازه ي ايران ظرفيت هاي توريستي ندارد.
به هر حال برگشتيم و پدر محترم بنده كه كشته مرده ي خاله بازي از نوع شام و ناهار دادن است،كل فاميل را دعوت كردو آمدند و خوردند و بردندو كشتند و نوشيدند و رفتند.اين تا اينجاي كار.ماندم چطوري بايد اين آمدنشان را به اصطلاح پس بدهيم و به منزل اين همه آدم برويم!من كه حوصله اش را ندارم.احتمالن تا عيد سال بعد طول مي كشد.
3-دوستي كه امسال به شمال رفته بود تعريف مي كرد كه آنچه از همه بيشتر در جلوي ديد بود و حسابي توي ذوق مي زد ماشينهاي بالاي چهل و پنجاه ميليوني بود كه خيلي نسبت به سالهاي گذشته بيشتر شده بود.در جاي جاي شهرهاي شمالي،كنار ويلاهاي شيك پارك بودند و اولياي شيك ترشان كه خدا را بنده نبودند.و البته آنچه كه ما ديديم هم چهره ي فقير برخي مردم بود كه در شهرستانهاي بين راه خودنمايي مي كرد و يا ماشينهاي فرسوده اي كه در اتوبانها به زور حركت مي كردند و احتمالن مرد خانواده از ترس ميهمان،دست زن و بچه اش را گرفته بود و راه افتاده بود تا كمي از دغدغه هايش دور شود و حال كند.اين هم از صدقه سري عدالت اجتماعي شعار احمدي نژاد(بخوانيد عدالت اشتباهي).متاسفانه فاصله ي فقرو غنا بيش از حد زياد شده و اتفاقن در سفر،خيلي بيشتر با آن مواجه مي شوي.چرا كه از همه جا و از هر فرهنگ و سنتي كنار هم مي بيني و تفاوتها بيشتر نمايان مي شود.و جالب اينجاست كه طبقه ي متوسط، كه تنها قشر تاثيرگذار جامعه است و تنها نشانه براي درك رشد و افول اقتصادي هر كشوري،هر چه بيشتر به سطح طبقه ي فقير نزديك مي شود.اقليتي بسيار ثروتمند در برابر اكثريتي فقير.به قول ظريفي:"سرانه ي توليد ما خيلي از افغانستان بهتر نيست،اما سرانه ي مصرف ما آمالش رسيدن به مصرف امريكاست"!...آقاي امام زمان!كجايي كه هي داريم يك سال يك سال به ديدارت نزديك ميشيم!
4-اين مهران مديري هم از آن اعجوبه هاي روزگار است.دوباره آمد و اين بار با كاري فوق العاده تر."مرد هزار چهره" اش از آن شخصيت هايي بود كه اتفاقن جامعه ي ايران ما عجيب ظرفيت بالايي دارد براي ساختن اين تيپ اشخاص!آدمي كه از يك كارمند ساده،به طور ناخودآگاه،تيپهايي در جامعه پيدا مي كند كه در خواب هم نديده بود.سريع پيامكش آمد كه:"احمدي نژاد در سال 1392:من نه استاندار بودم،نه شهردار بودم و نه رييس جمهور.من فقط اشتباهي بودم(محمود شصت چي)".آفرين به مهران مديري.البته يكي از علل موفقيت مهران مديري،گروه نويسندگان ثابت و هميشگي اش هستند كه خوب كار طنز بلدند و كار لودگي نمي كنند.مثل برادران قاسم خاني و مثل امير ژوله كه اين دومي واقعن كاربلد است.يادم هست آن زمان كه در روزنامه ي مرحوم شده ي!اقبال طنز سياسي مي نوشت،از طرفداران پر و پا قرصش بودم و حسابي لذت مي بردم.و البته يكي از علل تخته شدن درب روزنامه بود.شايد هيچ كس دگر نمي توانست اين طوري نيروي انتظامي را به مضحكه بكشد.و همين طور قشر روشنفكرنماي دود و بنگي كه خوب دختربازي مي كند و سوسول بازي را كار سياسي مي داند.در خبرها خواندم تني چند از روشنفكران و هنرمندان دلخور شده اند.دلخوري ندارد.آنكه در جامعه ي هنري جايگاه محكمي پيدا كرده و به واقع هنرمند است و نه به ظاهر،مانند گلشيري ها و معروفي ها و اخوان ثالث ها و سيمين بهبهاني ها،با اين انتقادات متزلزل نمي شود.وانگهي اگر با اين قبيل اقشار نشست و برخاست نموده باشيد مي بينيد كه از اين روشنفكرنماها كم نيستند در جامعه ي ما...صحنه ي پدرخوانده اش هم كه غوغايي بود. يكي از دوستان اهل موسيقي هم از انتخاب موسيقي اش راضي بود و در كل كار خوش فرمي درآمده بود...زيادي احساساتي شدم.ببخشيد...اي امام زمان كجايي بابا...
5-اين فيلم "فتنه" چه فتنه اي بود كه دوباره شروع شد؟!مسلمانها كه مرتب حوصله شان سر ميرود و به دليل اعتماد به نفس بالا سريع به تيرينگ قبايشان برمي خورد،به جاي آنكه خودشان را يك كم درست كنند،شروع كردند به تهديد و سروصدا و اعتراض و تلويزيون حكومت ايران هم كه باولع دنبال خوراكهاي اينطوري مي گردد،براي اينكه خوشي زير دل مردم نزند شروع كرد به پوشش خبري تظاهرات مسلمانان بوركينافاسو و بچه هاي كوچه پس كوچه هاي پاكستان و افغانستان.يكي نيست به اين هلنديهاي از خدابيخبر بگويد احمقهاي ديوانه!احمدي نژاد كم دنبال دشمن مي گشت،خودتان با پاي خودتان آمديد توي ليست سياه؟!حالا ايران با همه ي كشورهاي دنيا به غير از چند كشور به دردنخور مثل امريكا و اسراييل و دانمارك و آرژانتين و انگليس و آلمان و فرانسه و ژاپن و اسپانيا و ايتاليا و هلند وكلن به جز ملل مترقيه و ممالك كفريه ي نامبرده،با بقيه دوست است.
الان نمي خواهم بحث اين فيلم را مطرح كنم و شايد همين موضوع مطلب آينده ي يك پست جديد بود.اما به اختصار بايد بگويم تمام صحنه هاي اين فيلم 15 دقيقه اي نه ساختگيست و نه دروغ.همه اتفاق افتاده و مي افتد و آن زمان كه جيغ و داد بنيادگرايان مسلمان درآمده بود و هي مي كشت و سرمي بريد و آن زمان كه جمهوري اسلامي حكم سنگسار و شلاق اجرا مي كرد و همگام با بنيادگرايان يهودي و مسيحي،دنيا را به گند كشيده بود،اگر روشنفكران مسلمان و صلح طلب جيكشان درمي آمد،هرگز كار به اينجا نمي كشيد كه جهانيان برداشت جنگ طلبانه و شهادت طلبانه را تنها قرائت از اسلام بدانند.القاعده در روز روشن سرمي برد(به فتحه ی سین و ضمه ی ب) و علماي سني مذهب كه هنوز در بند غسل جنابت و شك بين دو و سه غوطه مي خورند،يكبار صدايشان درنيامد و اين ديوانه بازيها و فجايع را محكوم نكردند.حالا تا صد سال هي تظاهرات كنند.اين مزد سكوت روشنفكران صلح طلب مسلمان به اين فجايع است...اگر الان امام زمان بود حقشان را کف دستشان میگذاشت.حیف...
6-اين وبلاگ نويسي هم به اصطلاح قلقي دارد كه بعضي موقعها فكر مي كنم كار من نيست.يعني اين كاره نيستم.اين كه مطلب كم حجم بنويسي و كاري به مسائل تئوريك نداشته باشي و خلاصه يك جوري بنويسي كه مطلب وبلاگي باشد.ساده و كم حجم.حالا اگر توانستم كه هيچ.اگر نتوانستم به بزرگي همگيتان ببخشيد.(اين را گفتم چون بعضا از دوستان از ما انتقادات اينچنيني داشتند و توقعات بيش از حد توان ما را از ما طلب مي كردند...)
7-فعلن همين...باز هم عيد همگي مبارك.ما كه داريم هي همين جوري بهت نزديك مي شيم اي امام زمان...
|
+| نوشته شده توسط
شهاب عسگری در دوشنبه 26 فروردین1387
|